gototopgototop



بالاترين وصيّت خدا به انسان

لزوم حكومت در ميان جوامع بشري

هر گروه و جمعيّتي براي حفظ نظم زندگي اجتماعي‌شان بدون هيچ ترديدي نياز به امير و فرمانروايي دارند كه مدير، مدبّر و ناظم باشد. البتّه صحيح است كه حقّ حاكميّت در عالم، مختصّ خداست، ولي همان خداي حاكم، حكم كرده كه بايد در ميان بشر،

فرمانروا و اميري باشد و مردم هم مطيع فرمان او باشند؛همانگونه كه امام صادق(عليه السلام)مي‌فرمايند:
لا يَسْتَغْنِي اَهْلُ كُلِّ بَلَدٍ عَنْ ثَلاثَةٍ يُفْزَعُ اِلَيْهِ فِي اَمْرِ دُنياهُمْ و آخِرَتِهِمْ فَاِنْ عَدِمُوا ذلِكَ كانُوا هَمَجاً؛
اهل هر شهر و قومي از سه كس نمي‌توانند بي‌نياز باشند تا براي تنظيم امور دنيا و آخرتشان به آنان رجوع نمايند كه در صورت فقدان اين سه كس، جمعيّتي پراكنده و بي سروسامان و خالي از كمال انساني خواهند بود.
فَقيهٌ عالِمُ وَرِعٌ وَ اَميرُ خَيِّرٌ مُطاعٌ وَ طَبيبٌ بَصيرٌ ثِقَةٌ؛
عالم دين‌شناس پرهيزكار و فرمانروايِ نيكوكارِ مطاع و طبيبِ آگاه موثّق.
بايد مرجع علمي ـ ديني در ميانشان باشد تا براي حلّ مشكلات علمي و ديني به او رجوع نمايند و بايد طبيبِ بصيرِ موثّقي باشد تا بهداشت جسمي مردم تأمين شود و ديگر فرمانرواي خيرخواهي كه مردم مطيعش باشند تا جلوي هرج و مرج و اختلال اجتماعي گرفته شود.

تفاوت حكومت در جامعه‌ي ديني و غير ديني

حكومت در جامعه‌ي ديني و غير ديني متفاوت است. جامعه‌ي ديني يعني آن جامعه‌اي كه دين را اساس اصلي در زندگي خود مي‌داند و تمام مقصدش اجراي احكام خدا در ميان جامعه است و بر اين عقيده است كه آن حاكم و اميري كه در ميانشان حكومت مي‌كند بايد هم عارف به تمام حقايق دين از اصول و فروعش باشد و هم معصوم از خطا در تمام شئون زندگي، و لذا جامعه‌ي ديني شروط علم و عصمت را براي امير لازم مي‌داند؛ امّا جامعه‌ي غير ديني علم و احاطه به همه‌ي قوانين و عصمت از خطا را لازم نمي‌داند بلكه همين قدر كه حاكم، مدير و مدبّر و ناظم باشد و تأمين حوائج زندگي مادّي مردم را بنمايد كافي است.

فلسفه‌ي علم و عصمت براي امامان و پيغمبران(عليهم السلام)

ما كه در جامعه‌ي ديني هستيم مي‌گوييم به حكم عقل واقع‌بين، خداوند حكيم كه دين جامع و كاملي را براي ارشاد و هدايت عالم انسان مقرّر كرده است بايد اميري را براي اجراي اين دين معرّفي كند كه هم عالم به تمام حقايق اين دين باشد و هم از هر خطا و اشتباهي معصوم باشد؛ لازم بودن علم به اين جهت است كه بايد به تمام كليّات و جزئيّات آن ديني كه مي‌خواهد آن را اجرا كند عالم باشد و علمِ محيط به تمام حقايق وحي و قرآن را داشته باشد؛ چرا كه قرآن در واقع قانون اساسي اسلام و منبع اصلي احكام ديني ماست؛ ولي قرآن مُجمَل است و قهراً نياز به بيان دارد، آن هم بيان عالم به تمام حقايق اين كتاب الهي و آن غير از امام معصوم(عليه السلام) كسي نمي‌تواند باشد و لذا فهم قرآن با عترت كامل مي‌گردد و لزوم عصمت به اين دليل است كه كار پيامبر و امام، هدايت بشر و سوق دادن عالم انسان به عالَم قُرب رُبوبي و تأمين حيات جاودانه براي آدميان است و لذا متصدّي اين كار بايد كسي باشد كه از هرگونه خطا و اشتباه فكري و علمي مصون باشد، چرا كه تا بشر اطمينان صددرصد به راه‌داني و مصونيّت آنها از اشتباه و انحراف پيدا نكند نمي‌تواند تا حدّ بذل مال و جان تسليم آنها شود و زمام تمام امور دين و دنيا و آخرتش را به دست آنها بسپارد.

 لطفاً جهت دریافت متن کامل این مقاله (بالاترین وصیت خدا به انسان) بر روی اینجا کلیک نمایید.